سفر در طبیعت ایران

گزارش و عكس از طبيعت و تنوع زیستی كم نظير ايران -- Touring to the nature of Iran

یزد. عروس محجوب کویر

برای آنهاییکه اولین بار به یزد می روند همه چیز جالب و بر خلاف انتظارشان است. یزد با طبیعت و معماری خاص  و خونگرمی مثال زدنی خود هر مسافری را مجذوب خود می کند. اسفند تا اردیبهشت و مهر تا دی ماه بهترین زمان سفر به این شهر زیبای تاریخی و طبیعی ایران است.


کرکس.. پرنده ای بزرگ که در کویرهای اطراف یزد و کاشان زیاد دیده می شود. یکی از آنها هنگام پریدن به اندازه ای بزرگ بود که انگار یک گوسفند می خواهد از زمین پرواز کند..

kARKAS


این هم یک تابلو جالب. البته نمی دونم توی کتابچه آیین نامه رانندگی هم هست یا نه!

شتر


مسجد امیر چخماق یزد. میدان اصلی شهر. یک بار با یکی از دوستان رفتیم تا بالای گلدسته های آن. تمام یزد زیر پایمان بود. مثل دو تا برج میلاد کنار هم

مسجد امیر چخماق


مسجد جامع یزد. مخصوص اونایی که عاشق معماری هستن. می گویند که یکی از گلدسته های این مسجد را  استاد معمار و دیگری را شاگرد استاد درست کرده. وقتی کار تمام شد استاد به دیدن کار شاگرد خود رفت ولی با دیدن کار او از همان گلدسته خودش را به پایین پرت کرده و خودکشی می کند. چرا!؟.. میگن آقای استاد برای رفتن به بالای گلدسته یک ردیف پله طراحی کرده بوده ولی شاگرد او یک ردیف برای مسیر رفت و یک ردیف برای برگشت گذاشته بوده..!!

مسجد جامع یزد


این یکی از  نقش های زیبای سقف دالان های مسجد است..هم می شه اونو "محمد" خوند هم "علی". یا علی.

نقش مسجد جامع


اینجا زندان اسکندر است. در بعضی منابع شهر یزد را به نام "زندان اسکندر" می شناسند. می گوینداسکندر مقدونی در اینجا زندان عظیمی ساخته و دشمنانش را اسیر کرده بود.  مدرسه ضیاییه یزد هم در اینجا بنا شده است.

زندان اسکندر


بازار جالب مسگرها. اگرچه در حال حاضر این بازار رونق خود را از دست داده ولی هنوز هم استادکاران ماهری را می توان یافت که با صدای موسیقی چکش و مس! این مکان را حفظ کرده اند.

بازار مسگرها


خلد برین... آرامگاه ابدی. بهشت زهرای یزدیها است. آرامش دلنشینی دارد و برای خیلی ها دل کندن از ایجا سخت است. مثل خود من. چون مادر عزیز و جوانم در اینجا خفته است. روحش شاد....

خلدبرین 


اینجا روستایی بین یزد و اردکان است. مزرعه کلانتر. اکثر ساکنان آن زرتشتی هستند. بنای خشت و گلی و معماری جالبی دارد. بر روی یکی از دیوارها شاخهای بلند کلی را دیدم که انگار نشان از مهم بودن صاحب خانه می داد.. نمی دانم..

شاخ و دیوار


منشور اخلاقی پیامبر ایرانی زردشت... گفتار نیک - اندیشه نیک - کردار نیک.

گفتار نیک .....


این مکان همیشه برای من جالب بوده. حدود ۱۰کیلومتر از شهر یزد فاصله دارد. به آن دخمه می گویند. کوهی جالب که در قله آن چاه عمیقی وجود دارد. شنیده ام که در گذشته های نه جندان دور مردگان زردشتی را سوزانده و خاکستر آن را در میان این چاه می ریختند... یزد برای زردشتیان دنیا مثل مکه برای ما مسلمانان می ماند.

دخمه زردشتیان


یک بانوی زردشتی با حجاب اصیل ایرانی و در لباس سنتی زردشتی از روستای مزرعه کلانتر. حجاب قبل از اسلام نیز در میان زردشتیان ایران از واجبات محسوب می شده است.

لباس سنتی زرتشتی  


دروازه قرآن یزد. شکل قدیمی این دروازه زیبا از خشت و گل بود و عظمت بیشتری داشت ولی اکنون به طور کلی بازسازی شده. این مکان ورودی شهر یزد از مسیر تهران است.

دروازه قرآن یزد


برج ساعت. این بنا در ابتدای خیابانی بنا شده که قبرستان قدیمی شهر یزد به نام "جورهور" اگر نامش را درست گفته باشم- و آرامگاه وحشی بافقی در آن واقع شده. حظیره و مسجد جامع نیز به آن نزدیکند.

 برج ساعت 


میدان و ساعت مارکار. در بین زردشتیان یزد جایگاه ویژه ای دارد. می گویند این بنا توسط یک زدشتی هندی بنیان نهاده شده..

فلکه مارکار


عقدا. ماکت یک ارگ بم کوچک در استان یزد. بنای عقدا را به "عقدار" یکی از سرهنگ های "یزدگرد" نسبت داده اند. همچنین عده ای نیز می گویند این شهر در قدیم ده گبرها نام داشته و دختران زیبارویی داشته است که با ورود عربها وصلت های زیادی صورت گرفته و این شهر به عقدا تغییر نام یافته. نمی دانم کدام درست است... من این عکس را از فراز برج خواجه نعمت گرفته ام. مکان های متروک خشت و گلی در این شهر فراوان است.

عقدا


اینجا اصطبل شتران است. مثل یک کاروانسرای بزرگ می ماند. اگر برای دفعه اولی شتر را بینید برایتان بسیار بسیار جالب خواهد بود انگار با یک دایناسور خوش رو دیدار کرده اید. حتما امتحان کنید.

گله شتر


کوه زیبای عقاب در نزدیکی شهر تفت در جنوب یزد. عظمت طبیعت را حس می کنید واقعا زیباست. عکس از موحدی

عقاب یزد - جاده تفت 


سرو چهار هزار ساله ابركوه يزد (پیرترین موجود زنده دنیا بعد از درخت سکویا) با 25متر ارتفاع ؛ 18متر محيط و 5/11 متر اندازه دور تنه در قلب ايران، ابركوه يزد، زندگي مي كند. -عکس از سهیل غفاری

سرو ابركوه

 


یزد. عروس محجوب کویر مجيد اسكندري

نويسنده: مجید اسکندری - ferniran@yahoo.com

چاپ شده در روزنامه ايران، دوشنبه 29 آبان 1391

شهر يزد، عروس زيباي كوير، اولين شهر خشت خام دنيا و دومين شهر تاريخي جهان است. برای آنهاییکه اولین بار به یزد می روند همه چیز جالب و بر خلاف انتظارشان خواهد بود مخصوصا اگر در فصول بهار و پاييز به اين نقطه استثنايي از ايران عزيزمان سفر كرده باشند. یزد با طبیعت و معماری خاص خود و خونگرمی و مهمان نوازي مثال زدنی ساكنان خود، هر مسافری را مجذوب و مشعوف می کند. این شهر به دارالعباده، شهر بادگیرها، شهر دوچرخه ها، شهر شیرینی و باقلوا و شهر قنات ها و گنبدها نيز معروف شده است.

اگر با يك تور مسافرتي به اين شهر تاريخي و زيبا سفر مي كنيد كه هيچ، ولي اگر به صورت انفرادي يا همراه با يك گروه دوستانه يا جمع خانوادگي به اين شهر مسافر شده ايد، امكانات و محل اسكان خود را حداقل براي سه روز در اين شهرآماده كنيد. شايد هم براي ديدن اين همه آثار تاريخي و باستاني به بيشتر از اين ايام نيازمند شويد. براي برنامه ريزي هم ابتدا بازديد از اماكن تاريخي شهر را در دستور كار قرار دهيد، خريد و بازار و شيريني و طلاي 20 عيار يزدي  را هم بگذاريد براي روز پاياني.

شهر يزد شايد از معدود شهرهاي ايران باشد كه به خوبي بافت تاريخي و قديمي خود را حفظ كرده است. بعيد است كه در محدوده قديمي شهر، منزل يا ساختماني بلند مرتبه ببينيد. شايد بلندترين برجي كه در اين منطقه ديده مي‌شود، برج هاي دوقلوي امير چخماق و مسجد جامع كبير باشند. منظور از برجهاي دوقلو، همان گلدسته هاي بلند مسجدجامع كبير و  اميرچخماق هستند كه در مركز شهر يزد واقع شده اند و معماري بي نظير و هنرمندانه آنها، آن هم در چند صد سال پيش، هنوز هم در هيچ برج و باروي امروزي تكرار پذير نيستند. شايد اهميت ساختن آنها در آن دوران مثل ساختن دو تا برج ميلاد كنارهم  در زمان حال بوده است.

در همان حوالي بازار قديم يزد و همچنين بازارجالب مسگرها واقع شده اند اگرچه در حال حاضر بازار مسكرها رونق سابق خود را از دست داده ولی هنوز هم استادکاران ماهری را می توان یافت که با صدای موسیقی چکش و مس! این مکان را حفظ کرده اند. موزه آب، مسجد حضيره و ده ها اثر تاريخي ديگر هم در همسايگي هم و در يك منطقه واقع شده اند كه هر كدام مي توانند ساعتها مجذوبتان كنند. كمي دورتر مسجد جامع كبير يزد واقع شده كه گلدسته ها و حرم خوشرنگش مثل آهن ربايي شما را به سمت خود مي كشد. يك خيابان زيبا و باريك همچون دالاني پر از مغازه و درخت، شما را به سمت مسجد جامع يزد هل مي دهد.

مسجد جامع یزد مخصوص آنهايي است که عاشق معماری و شگفتيهاي آن هستند. می گویند که یکی از گلدسته های این مسجد را  استاد معمار و دیگری را شاگرد آن استاد درست کرده اند و وقتی کار تمام شده استاد اصلي بنا، با دیدن کار و هنر شاگرد خود آنجنان متعجب شده كه از همان گلدسته به پایین افتاده و جان به جان آفرين داده است. مي گويند كه آقای استاد برای رفتن به بالای گلدسته یک ردیف پله طراحی کرده بوده ولی شاگرد او یک ردیف برای مسیر رفت و یک ردیف برای برگشت گذاشته بوده است كه البته در صحت و سقم اين داستان ترديد وجود دارد ولي بدون اغراق در گوشه گوشه اين بناي عظيم، از ديوارها و صحن و سقف گرفته تا زيرزمين و پشت بام آن، همه و همه از ريزه كاري هاي شگفت معماري پر است.

 در بعضی منابع شهر یزد را به نام "زندان اسکندر" می شناسند. می گویند اسکندر مقدونی در اینجا زندان عظیمی جهت نگهداري و اسارت دشمنانش تاسيس كرده بوده است. زندان اسكندر در كنار مدرسه ضیاییه در محله فهادان يزد كه جزو قديمي ترين محله هاي اين شهر است ساخته شده و در كنار آن بازارچه صنايع دستي، خانه لاريها و خانه محمودي و كوچه پس كوچه هاي كم نظير اطراف آن ساعتها سر به هوا و مشتاق، وادار به راهپيمايي اتان مي‌كنند.

خلدبرین نام آرامستان قديمي شهر يزد است كه علاوه بر موقعيت معنوي خود، مكان بسيار مناسبي براي لذت بردن از كوير و آرامش آن است آن هم در نزديكي شهر. ريگ هاي روان و درختان زيباي گز و تاق و نقش هاي جالب باد بر چهره شن‌هاي كوير از مناظري است كه خيلي دير از خاطره ها فراموش مي شوند.

دو برج ساعتي جالب و زيبا در ميان شهر جلب نظر مي كنند. يكي برج ساعت در روبروي مسجد جامع كبير كه در ابتدای خیابانی بنا شده که آرامگاه شاعر نامدار، وحشی بافقی در آن واقع شده و ديگري برج ساعتي  مارکار كه كوچكتر است و در بین زرتشتیان یزد جایگاه ویژه ای دارد. می‌گویند این بنا توسط یک زرتشتی هندی بنیان نهاده شده است.

زرتشتيان در شهر يزد از جايگاه و مقام ويژه اي برخوردارند و طبق منشور اخلاقی پیامبر ایرانی زرتشت كه گفتار نیک، اندیشه نیک، کردار نیک نام گرفته، در كنار دوستان و همشهريان مسلمان خود زندگي مي كنند. آثار و اماكن تاريخي منسوب به زرتشتيان در شهر يزد و اطراف آن بسيار زياد به چشم مي خورند، بناهايي مانند دخمه زرتشتيان (برج سكوت يا برج خاموشان)، آتشکده زرتشتیان(آتش ورهرام) و پير سبز چك چك از مهمترين آنها هستند.

دروازه قرآن یزد نيز دروازه ورودي شهر است. شکل قدیمی این دروازه زیبا قبلا از خشت و گل بوده و عظمت بیشتری داشت ولی اکنون به طور کلی بازسازی شده و نماي آن تغيير يافته است. این مکان ورودی شهر یزد از مسیر تهران است.

بسياري از ترين‌ها را در شهر تاريخي يزد مي توان به چشم ديد. شايد براي هر ايراني جالب باشد كه بداند وسيع‌ترين بافت تاریخی جهان در شهر يزد واقع شده و حدود 800 هکتار را شامل مي شود. همچنين طولانی ترین قنات جهان به نام "قنات زارچ" با طول صد کیلومتر از اين شهرمي گذرد و با سه هزارسال سابقه، یکی از کهن ترین قنات های دنيا نيز محسوب مي شود. جالب است كه اين قنات در سالهاي دور تامين كننده اصلي آب اين شهر كويري بوده است. از نكات جالب ديگر بلندترین بادگیر جهان است كه در محله دولت آباد شهر يزد واقع شده و بيش از 33 متر ارتفاع دارد. اين بادگير هشت وجهي در كنار باغ منحصربفرد دولت آباد از مكان هاي ديدني شهر يزد است. مورد بعدي، قدیمی ترین میدان ساعت شهری در ايران است كه در سال 725 هجری قمری در مدرسه رکنیه در جوار مسجد جامع یزد نصب گرديد كه امروزه به نام میدان وقت الساعت شناخته مي شود. در ادامه مي توان به قدیمی ترین نخل چوبی جهان با حدود 500 سال عمر اشاره كرد كه  به نخل حیدری ها معروف است و در ميدان اميرچخماق قرار گرفته است. نخل عبارت از يك مجموعه مشبك و بزرگ چوبي است كه شبيه به درخت سرو و نماد آزادگي بوده و در ایام سوگواری امام حسین(ع) جهت مراسم نخل گردانی استفاده مي شود و سرانجام بلندترين مناره هاي مساجد جهان را هم در اين شهر كويري مي توان ديد، مناره هايي مانند مناره مسجد جامع كبير يزد و مجموعه زيباي اميرچخماق. علاوه بر اين ها، از ديگر ديدنيهاي ناتمام شهر يزد مي توان به آب انبار شش بادگیری، مجموعه حمام و بازار خان، خانه ملک التجار، بقعه دوازده امام ، بقعه سید رکن الدین و مسجد ریگ  اشاره كرد كه هر كدام دنيايي دلنشين براي علاقمندان علم و هنر و تاريخ هستند.

در انتها نكته قابل ذكر اين است كه اگر به اين شهر كهن ايراني سفر كرديم، يادمان باشد كه به ارزشها و رسوم كهن اين ديار به ديده احترام بنگريم و فضاي آرام و پر از نجابت اين شهر معنوي را پاس بداريم. آنگونه سفر كنيم كه از هر شخص و هر قوم و هر مسلكي، همانند شاگرداني متواضع، چيزهاي نو ياد بگيريم.

+ نوشته شده در  88/12/01ساعت 14:29  توسط مجید اسكندری  |