سفر در طبیعت ایران

گزارش و عكس از طبيعت و تنوع زیستی كم نظير ايران -- Touring to the nature of Iran

جنگلهای شرق گیلان

 

جنگل های شرق گیلان                                                                  

اول آبان یک سفر ۴ روزه داشتیم به جنگل های اطراف رشت - شفت - رضوانشهر - تالش و لنگرود. هدفمون جمع آوری نمونه های گیاه و قارچ بود. اگرچه دو روز آخر بارندگی شدید کارمون رو خراب کرد ولی در کل سفر جالبی بود و نمونه های خوبی مخصوصا از سرخسها جمع آوری کردیم.

گروه:   خانم زهره قنبری، آقای علی اکبری و من!

  2/8/88 شنبه حرکت از تهران- مسیر تهران قزوین رشت دیگه واسه ما عادی شده. چیز جدیدی به چشمم نیامد الا خراش های جدید بر چهره معصوم طبیعت. یک اتوبان جدید در حال احداث است. بگذریم... از توربین های بادی و سد زیبای منجیل گذشتیم. هر وقت از اینجا رد می شم کوه درفک وسوسه ام می کنه. من عاشق صعود مجدد به درفک هستم. راستی یک عکس ببینید از درختان سیاسی رودبار. هر سال که می گذره درختان جناح چپ بزرگتر می شن و جناح راست هم تاج پادشاهی رو می پوشونن....جالبه:

رودبار برای دیدن سایز بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

جمع آوری گیاهی و قارچی نزدیک رشت روستای اسکولک (Eskulak). این روستا قبل از امامزاده هاشم واقع شده بود و جنگل جالبی داشت. پر بود از انواع سرخس های دوست داشتنی من:

اسکولک  سرخس زنگی دارو  قارچ  امامزاده هاشم

 برای دیدن سایز بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

شب هم اقامت در مرکز تحقیقات رشت مسئول مهمانسرای آقای نادری خودمان بود که با استفاده از طرح انتقالی کارمندان سال گذشته به رشت منتقل شده بود و فکر کنم از این انتقال راضی بود.. 

3/8/88 یکشنبه حرکت از رشت به سمت شفت. شهر رشت شهر زیبا و تمیزی است از شانس ما هوا هم خیلی خوب است. از میدان انتظام به سمت شفت می رویم. نیزارهای بلند کنار جاده. فلکده- مجموعه ورزشی سردار جنگل- صیقلان ورزل ↑ آقا سیدشریف- سیاه گلونونان پایین- مزارع برنج دو طرف جاده- کوزان- دو راهی شفت- شادخال- شفت- احمد سرگوراب- نصیرمحله- شالما- لپووندان- خیلی روستای زیبایی بود. البته ما وارد ارتفاعاتش شدیم. خانه ها ر بود از غاز و اردک و بوقلمون و مرغ. یکی از اهالی هم چند تا تخم مرغ به ما اهدا کرد. مرسی. کلبه های زیبای درون جنگل و حتی عنکبوت هایی که لابلای تمشکها در کمین ما بودند هم زیبایی خاص خود داشتند. چند تا عکس از لپو وندان:

کلبه جنگلی  عنکبوت    

 برای دیدن سایز بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

 وارد جنگل شدیم ولی توی جنگل گم شدیم. GPS نداشتیم خلاصه به کمک یک رودخانه کوچک راه را پیدا کردیم و برگشتیم سمت روستا. چند نمونه آزولا هم جمع کردم از مزارع برنج و برگشتیم سمت شفت- و به سمت امامزاده ابراهیم می رویم- بد آب- خرفکل- یک پل جالب در حال احداث است. خانه های بسیار جالب چوب و شیروانی- یک جنگل بزرگ پر از درختان قدیمی کاج- پلنگ پشت- مبارک آباد- دوراهی یک راه سمت راست به طرف امامزاده اسحاق و یک مسیر هم سمت چپ به طرف امامزاده ابراهیم- به چپ میرویم. دهستان چوبر- بازار جالبی داشت و یک رودخانه پر آب- طرح جنگلکاری- مناظر بسیار زیبایی است مخصوصاٌ الان که پاییز است و تنوع رنگ جنگل خیره کننده است. اسپی خانی- روستایی زیبا کنار رودخانه- لاسک- واقعاً مسیر زیبایی است. یک طرف رودخانه و یک طرف دیواره سبزی از درخت. روستای کلوان- خانه ها و ویلاهای بسیاری در لابلای درختان انبوه جنگل دیده می کوچولوشود حتی در ارتفاعات بالا. دست سازمان جنگلها و مراتع درد نکنه هوای پولدارهای بیچاره رو حسابی داره. دو راهی- ویسیرود ↑ (ویسه رود)- ما به طرف امامزاده ابراهیم می رویم- درودخان- بابارکاب- روستای طالقان- یک کوچولوی بامزه داشت به خانواده کمک می کرد. اینجا از کوچیکی باید شریک سختیها باشی:

امامزاده ابراهیم ناهار خوردیم. امامزاده ابراهیم - روستای بسیار جالبی در انتهای یک مسیر بن بست بود یک جورایی آدم رو یاد امامزاده داوود می انداخت با مهمانسراهایی از چوب و پارچه که بازارچه های طول و درازی داشت و محل اطراق مهمانها رو با ارچه های رنگارنگ از هم جدا می کردند. البته ر از مرغ و خروس و اردک و غاز و بوقلمون. واقعا که من این همه ماکیان تا حالا یک جا ندیده بودم. معلوم بود که این امامزاده در فصل های بهار و تابستان حسلبی شلوغه. ناهار هم مرغ جوجه کبابی خوردیم حسابی چسبید:

 امامزاده ابراهیم  این قارچ زیبا هم این دورو ورا بود: قارچ

در برگشت در محل کلوان (Kalvan) جمع آوری کردیم – گل زیبایی به نام گل قطره گل جالبی بود که به نوعی گیاه مهاجم محسوب می شد و اهالی ازش شاکی بودن. در تبریکضمن تابلو زیبایی نظرمون رو جلب کرد که نشان میداد چقدر این محلیها همدیگه رو دوست دارن:

  لاسک- از لاسک به سمت کیش خاله می رویم. در انتهای مسیر و بعد از روستای کیش خاله به همراه یکی از اهالی به اسم آقای کریمی (عضو شورای روستا) به سمت بالای روستا رفتیم هدف ما پیدا کردن گونه خاصی از سرخس است. و در کنار رودخانه کلی گشتیم ولی اثری از Belecnum نبود. پیدا نکردیم غروب شد برگشتیم پایین، از قرار معلوم ارتفاع بالاتری باید می رفتیم خلاصه برگشتیم سمت رشت کلی هم قارچ جمع کردیم. یکی از یکی زیباتر: 

   پیاله

شام هم نیمرو داشتیم از تخم مرغ های اهدایی یکی از اهالی روستای لپووندان-دست اون و خانم قنبری درد نکنه. خلاصه بعد از شام هم حمام کردم و لباسم رو شستم و خواب توی کیسه خواب.

 دوشنبه صبح حرکت به سمت تالش.

 دانا همی داند همی پرسد.  نادان نه می داند نه می پرسد. این جمله زیبا رو آقای راننده (کاپیتان) فرمودند یعنی اینکه اگرچه بلدیم ولی اشکالی ندارد که باز هم بپرسیم. از رشت به سمت تالش میرویم- فخب- حرم آقا سید خلیل- پیله داربن- کماکل- چلوکبابی های بین راه- در اطراف جاده زمین باید بدون ساختمان کمتر پیدا می شه. پیربازار روستای زیبایی که یک رودخانه پر از فاضلاب منظره اون رو خراب کرده بود.- کفته رود (کفترود)- کیشستان- نوخاله- صوفیانده ↓- هندوخاله- شیخ محله- نرگستان- چمثقال- آزولا کولاک کرده- قاضده- کسما ↑ - نهالستان های سپیدار- اسپند- ضیابر- وارد جاده دیگری می شویم. ارم سادات- بهمیر- هفت دغتان- یک جنگل  بسیار زیبا دو طرف جاده با رنگ های خیره کننده- هاشم آباد ↓- لارسر ↑- رینج محله- خوشابر- روستای سکام-  رضوانشهر- پیلمبرا- پره سر- گیسوم- جنگل گیسوم- جمع آوری Pteris  بسیار جالب بود- ذخیرگاه جنگلی گیسوم- با اجازه مسئول خوش اخلاق این ذخیره گاه چرخی در این محیط بکر و زیبا زدیم. بسیار جالب بود:

   fungi

 به اسالم- هشتر (تالش) رسیدیم- به سمت مریان می رویم- جاده باریک و شلوغ است و پر از ماشین های جورواجور. از گرگانرود هم از روی پل گذشتیم- کیش دیبی- این محل جزو ییلاقاتمعروف تالش محسوب می شود:

کیش دیبی  برگ و رگبرگ  بلوط

بعد از کیش دیبی وارد ارتفاع شدیم چند آبشار فصلی بسیار زیبا در طول مسیر بود به گفته اهالی و همین طور آقای حبیب زاده (عکاس طبیعت تالش) در این مسیر آبشارهای زیبا و معروفی وجود دارند. گونه پرسیاوشان هم جمع کردیم و از دیدن طبیعت لذت می بردیم و تا آمدیم که ناهار بخوریم باران بسیار شدیدی شروع به باریدن کرد که حسابی خیس شدیم. در برگشت به رشت سری به هشتپر زدیم و پاساژ راستات که آقای حبیب زاده را ندیدیم و حرکت به سمت رشت. باران سیل آسا و شدیدی باریدن گرفت به طوری که حدود 4 ساعت توی ترافیک شهر رشت بودیم بسیار افتضاح بود تمام خیابان ها پر از آب شده بود و شهر ریخته بود به هم انگار دفعه اولی است که این شهر باران باریده به گفته چند نفر از اهالی رشت که مثل ما در خیابان های باتلاقی گیر افتاده بودند.  هر دفعه که باران شدید می آید این شهر به هم می ریزد خلاصه شهرداری رشت نمره تون صفر. شب برگشتیم مهمانسرا. آقای مراکشی و آقای مومنی هم مهمانان جدید مهمانسرا بودند که از اداره اومده بودن. برق قطع شده بود و با چه مکافاتی گیاهان رو پرس کردیم و شام خوردیم و خوابیدیم خلاصه مهمانسرای مرکز تحقیقات هم نمره اش صفر.

صبح سه شنبه حرکت به سمت لاهیجان و لنگرود صبح یک سری رفتم به هرباریوم مرکز تحقیقات رشت آقای مهندس مرادی مسئول هرباریوم مرکز تحقیقات بود چند گونه از نمونه های سرخس آنها را شناسایی کردم و ردوبدل کردن شماره و حرکت به سمت لنگرود به دنبال Lusitanicum حرکت از ما و شروع بارندگی مجدد. خلاصه به لنگرود رسیدیم و لیلاکوه و باران شدید. هر جوری بود به کمک جلیقه و بارانی شروع به کار کردیم ولی باران شدید امکان جمع آوری خوب را نداد و بعد از ساعتی گشت زدن برگشتیم طرف آستانه. حسابی خیس شدیم حتی لباسهای زیرمان هم خیس شده بود به اصرار خانم قنبری رفتیم آستانه و ناهار مهمان خواهر خانم قنبری شدیم لباسهای خیسمان را هم عوض کردیم خیلی مهمان نواز و خونگرم بودند.

اگرچه باران شدید دو روز از سفرمان را خراب کرد ولی کلا خوب بود ونمونه های جالبی هم پیدا کردیم.

+ نوشته شده در  88/08/25ساعت 8:6  توسط مجید اسكندری  |