سفر در طبیعت ایران

گزارش و عكس از طبيعت و تنوع زیستی كم نظير ايران -- Touring to the nature of Iran

سفر به استان چهارمحال و بختیاری

استان چهارمحال و بختیاری

دوشنبه 3/4/87

به اتفاق آقايان جوادي ترابي و ورمزيار، ساعت 10 صبح حركت كرديم بعد از خريد از فروشگاه از اتوبان قم به سمت قم و دليجان. دليجان پارك ناهار خورديم.

دليجان به سمت اصفهان جاده دو بانده است. دشت بزرگي از كنگر- فرنق - رودشور كنار جاده- هستيجان (دهياري) روستاي خوش آب و هوائي بود. جاده كم‌كم كوهستاني مي‌شود- قالهر - تخته‌كوه- كارخانه آسفالت- درختان كوتاه گز و ني ميان رودشور- رباط ترك- روستاي پر درختي بود و قديمي پناهگاه حيات وحش موته- زيستگاه آهوي ايراني است. مسير فرعي خوانسار و گلپايگان - قرقچي- راهدار خانه قرقچي ميمه- وزوان- ازان - ونداده.

نور پايين- معرفت بالا‌!! پشت يه كاميون نوشته بود- چاه سرخ- مورچه خورت- كارخانه بزرگ اسنوا لوازم خانگي (در حال ساخت) بعد از مورچه خورت اتوبان جديد به سمت زرين‌شهر و شهركرد. اتوبان بسيار خلوتي است. دو طرف جاده درختان سرو و كاج تازه كاشته شده. هنوز بلوك‌هاي سيماني وسط اتوبان وصل نشده است. اسم آزاده راه- آزادراه سپاهان است. عوارضي جالبي داشت. تصويري از عوارضي اين اتوبان:

سپاهان

وارد منطقه كوهستاني مي‌شويم. يك روستاي ويران شده كه فقط باغهاي آلوده هنوز سرسبز است كنار اتوبان- فولادشهر- لنجان- شهر ساحلي زاينده‌رود- نوگوران- پل بزرگ غدير روي زاينده‌رود- پل‌كله- مديسه - دو راهي سمت راست به سمت شهر كرد- شورجه - چم آسمان - باغبادران (باغبهادران) (پمپ بنزين)- شهري زيبا با درختان بلند تبريزي. تصويري از ورودي باغبهادران:

باغبهادران

 

لايبيد روستايي پراز باغهاي گردو- حاجت‌آقا- قلعه‌آقا- گليشادرخ- وارد استان چهارمحال و بختياري مي‌شويم. چمها و سامان - وارد گردنه مي‌شويم درختان بادامي كوهي كاشته شده گردنه رخ- يك درخت مقدس !- فرخشهر- راهسازي فعال است. غروب مهمانسراي شهر كرد همان ابتداي شهر مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي شهر كرد- اتفاقي به هرباريوم هم رفتيم- آقاي مهندس شاهرخي با علاقه مشغول دسته‌بندي نمونه‌ها بود. هرباريوم جالبي داشتند تعداد نمونه‌ها هم زياد بود.

شب هم برنج گذاشتيم با خورش قرمه سبزي و خواب.

  مسئول مركز مهندس رئيسيان- مسئول مهمانسرا هم آقاي سليمي.

 

 سه‌شنبه 4/4/87

امروز روز مادر است (خدا بيامرزدش). صبح حركت از شهر كرد به سمت فارسان و چلگرد- اطراف شهر كرد همه جا خشك است. باغهاي پراكنده بادام شورشجان (بخش لاران)- شهر نسبتاً بزرگي بود. وارد ارتفاعات مي‌شويم- مسير كمي سرسبزتر مي‌شود. پردنجان- چشمه قلعه - فارسان شهر بزرگي بود به طرف ده چشمه و پير غار رفتيم.

تصويري از يك مجسمه سنگي قديمي:

پيرغار

آبشار پيرغار خشك بود. يك كتيبه از زمان قاجاريه نيز در محل بود. من كه واثعيت نفهميدم مال كدوم شاه قاجاره.! تصويري از كتيبه پيرغار:

كتيبه پيرغار

 

پيرغار تفرجگاه اهالي فارسان بود. بسيار زيبا بود با آبي خنك و گوارا كه از دل زمين مي جوشيد ولي اطراف آن نظافت چندان جالبي نداشت.

حركت از فارسان به سمت چلگرد- انگورهاي ديم در كنار جاده مزارع گندم پر از علف‌هاي هرز و آليوم است. علف‌هرز اصلي آن يك نوع Umbllifera است. سفيد رنگ- باباحيدر- محلي سرسبز با باغات ميوه و درختان سپيدار- گردو زياد است. امامزاده هم زياد دارد.

ارتفاع بيشتر مي‌شود. گون‌هاي بيشتر نمايان مي‌شوند Asteragalus. حيدرآباد- بخش‌آباد- ميهه - گردو - امامزاده ابراهيم - برف‌هاي زردكوه نمايان مي‌شود (در تيرماه هستيم)- صالح‌آباد- ايستگاه باران سنجي داشت- كندوهاي عسل كنار جاده- هوا خيلي خنك شده يك دره كوچك با نمك‌هاي خشك شده جالب بود در اين منطقه عشاير هم مشغول جمع‌آوري نمك !- به آبشار تونل كوهرنگ رسيديم- عظمت خداوند در جريان آب هويدا است.  آبشار تونل کوهرنگ:

كوهرنگ

 

چاي خورديم و جمع‌آوري خزه و حركت به سمت شيخ عليجان تنوع گون‌ها زياد است.

يك رودخانه پر آب زير دست جاده آبشاروجود دارد. آبشار بسيار زيباي شيخ عليخان:

چلگرد شيخ عليخان

 

يكي دو گونه خزه و چند نمونه گیاه چیدیم و  بعد از آن حركت به سمت غار يخي كه در 12 كيلومتري جاده خاكي شيخ علي‌خان به سمت لرستان است. لاخشك روستا نبود ولي عشاير در همه جا پراكنده بودند زندگي جالب عشاير اين منطقه همه ما را مجذوب كرده است. مخصوصا تلاش زنها بسيار عجيب و ستودني است. چشمه هاي زلال و پر آب و زنان فعال و تنگه غار يخي كه بسيار جالب بود يك گونه گياه جالب هم پيدا كردم.

تصويري از دره غار یخی:

 

برگشتيم سمت شيخ عليجان- كنار يك قبرستان و شير سنگي ناهار خورديم. گورستانی قدیمی در شمال چلگرد:

 

چلگرد

در ادامه شيخ عليخان و گوهرنگ (چلگرد) و بعد از دهنو عليا به سمت راست جاده فرعي به سمت آب باريك حركت كرديم- در كنار رودخانه و در نزديكي ماربره جمع‌آوري داشتيم Cousinia و بعد حركت به سمت شهر كرد. بعدازظهر پس از رسيدن به مهمانسرا پرس كرديم. شب هم شام ماكاروني مهمان ورمزيار بوديم.

 

 چهارشنبه 5/4/87

 شهر كرد به طرف شلمزار- از جاده منتهي به اهواز و ايذه- شهر كيان- علف‌هرز مزارع گندم- آْليوم است. بهرام‌آباد درختان ديم بادام- طاقانك- شمس‌آباد- كوههاي جالب يك رودخانه كم آب كنار جاده براي جمع‌آوري Cyperaceae مناسب است. خراجي- پر از درختان سپيدار- جونقان - جاده دو بانده است. تشنيز مراتع و مزارع سر سبز گندم- گردنه شلمزار-  شلمزار (كيار):

شلمزار

جاده خاكي فرعي به سمت ناغان هنوز درست نشده (ايراد نقشه) تونل در حال احداث است. بادام زياد است گهرو (گوهررو)- باغات و مزارع سر سبز- درختان گردو و تبريزي (سپيدار)- تاكستانهاي سرسبز مو- زوردگان- محل بزرگ و سرسبزي كه در نقشه نبود. درختان سنجد و گردو و سپيدار با مزارع وسيع انگور- لابلاي كوه- گلوگرد- تالاب چغاخور- سه راهي بروجن- يك جمع‌آوري كوچك داشتيم در اطراف تالاب در اين فصل خبري از پرندگان مهاجر نيست- اطراف تالاب هم توسط دامها تخريب شده. تصويري از دورنماي تالاب چغاخور:

تالاب چغاخور

 

كوههاي گرداگرد تالاب پر از انواع كوزينيا است. علي‌آباد - يك تالاب خشك شده در كنار جاده- به نام تالاب سولقان !! - بيشتر شبيه سد خاكي بود. عسل و گردو فروشيهاي كنار جاده- يك تونل كوچك و جالب- ناغان- به سمت دره عشق مي‌رويم- چهمان - يك رودخانه زلال- وارد گردنه مي‌شويم. باجگيران- درختان بلوط- گاوتوت گردنه‌هاي بزرگ- درختان بلند بلوط- رود كارون در ميان دره پيداست (سرچشمه كارون)- تصويري از رود كارون در ابتداي مسير خود:

دو راهي دورك- كنار رودخانه- منطقه حفاظت شده جنگلي هلن- هلن- شاليزارهاي كوچك- دورك شاهپوري- باغهاي وسيع انار- جمع‌آوري Adiantum صخره‌هاي كنار جاده km 5 بعد از دورك به آبشار دورك (دره عشق) رسيديم. با اين كه فصل كم آبي و خشكسالي بود ولي همچنان آب داشت سعي كرديم به كنار آبشار برويم ولي عبور از رود كارون امكان پذير نبود يك نمونه Ceterach خشك شده هم جمع كردم و ناهار خورديم و برگشتيم كوهها با صخره‌هاي غيرقابل صعود و جالب به نظر مي‌رسيد از جمع‌آوري ناراضي نبودم تا حالا- دره عشق تقريباً خشك بود. 

ايران -  دره عشق

 در برگشت از ناغان به سمت حيدرآباد و چهار طاق رفتیم- بادام ديم فراوان است. جغدان- حيدرآّباد- روستاي سر سبز با باغات انگور و گردو و درختان سنجد منطقه حفاظت شده سبزكوه- گردنه‌هاي تند و پر شيب- جنگل ارس- در نزديكي چهار طاق در ميان يك دره بزرگ كه رودخانه‌اي هم در ميان آن جريان داشت كلي نمونه جمع كردم و پياده روي حسابي و برگشت به سمت ناغان- غروب گشتي در شهر زديم و بستني خورديم و عكس‌ها رو ريختم روي CD و بعد هم مهمانسرا- پرس كرديم. خيلي خسته بودم- شب فوتبال تركيه 2- آلمان 3 و خواب.

 

 پنجشنبه 6/4/87

حركت از شهر كرد به سمت بروجن- فرخشهر- پارك ملي و منطقه حفاظت شده تنگ صياد (نمي‌دونستم اينجاست !). چراي احشام در منطقه تنگ صياد عادي است- كارخانه بزرگ سيمان- وارد دشت مي‌شويم- امسال خيلي خشك است- سفيد دشت- سه راهي- سمت چپ به زرين شهر مي‌رود. درختان بادام ديم كنار جاده خشك شده‌اند- مزارع بيشتر با آبياري باراني سيراب مي‌شوند. مزارع سيب زميني و گندم- دهنو- امامزاده علي‌بن‌احمد - فرادنبه گزل كريش فرادنبه (نام پاركي توريستي بود)- به بروجن مي‌رسيم بام ايران- تابلو داشت ولي اينطور نيست) در نظر اوليه شهر تميزي و خوبي است. مديريت جهاد كشاورزي- بلوار ملت، امكانات مهمانسرا اصلاً مناسب نبود. گاز و حمام هم نداشت. با مشورت بقيه قرار شد دوباره برگرديم شهر كرد- حركت به سمت گندمان- گردنه حلوائي- سه راهي بلداجي شهر تاريخي گندمان- نظرگاه مادر و دختر- كوه كلار - گردنه مرواريد- تالاب بين‌المللي گندمان تالاب گندمان بعد از وستگان و در نزديك روستاي نصيرآباد است. - جاده فرعي سمت راست. نصيرآباد به سمت نصيرآّباد و كندك مي‌رويم- كندك- پيشگام (شركت تعاوني روستائي)- مزارع سيب زميني مورچگان- روستاي با امكاناتي بود- وستگان بعد از پل كوچي وارد يك جاده خاكي مي‌شويم كه به سمت تنگه و رودخانه مي‌رود. دره و تنگه بسيار جالبي بود تا قسمتي از مسير رفتيم ولي ادامه مسير صعب‌العبور بود و گذشتن از سنگ‌هاي آن امكان نداشت براي حركت در اين تنگه كه ديواره‌هايي به ارتفاع بالا ي 300 متر داشت احتياج به وسايل و لوازم خاص كوهنوردي است. تصويري از تنگه بسيار جالب وستگان:

وستگان

 

  چندين نمونه گياه جمع كرديم و برگشتيم. ناهار هم سوسيس و تخم‌مرغ- درختان زردآلو با ميوه رسيده دورمان زياد بود و زير درخت‌ها پر از زردآلو بود شكمي از عزا در آورديم البته با زردآلوهاي زير درخت!. برگشتيم به جاده اصلي و به سمت امام قيس.

جاده اصلي بروجن به لردگان- بيشرگرد - امام قيس - جاده فرعي به سمت چپ- كردشامي يك روستاي كوچك با درختان بلند بيد و مزارع گندم و غلات- امام قيس- باغهاي وسيع سيب و درختان گردو و بيد- روستاي امام قيس امكانات خوبي داشت. جمع‌آوري نمونه‌هاي قارچي از باغات سيب و برگشت به سمت جاده اصلي بروجن به لردگان- گدار كبك - آليوم همچنان علف‌هرز مزارع گندم است. دو راهي سمت چپ به سمت چشمه علي باغهاي سيب كنار جاده- سولگان - چشمه‌علي باغات سيب اكثراً جديد الاحداث هستند. جمع‌آوري قارچي از باغات سيب و برگشت به سمت بروجن و شهركرد- در تابلوهاي كنار جاده از بروجن به عنوان بام ايران نام برده شده ارتفاع شهر طبق GPS ما --- 2250 متر بعيد مي‌دانم بام ايران باشد. به نظرم ارتفاع سميرم بالاتر باشد. تفريحگاه سياسرد در بروجن حركت به سمت شهر كرد. شهر كرد- عملبات پرس و حمام كرديم. آقاي ورمزيار هم چلو مرغ گذاشته بود. شب بيخوابي زده بود به سرم. خلاصه هر جوري بود لاليدم!!

 

 جمعه 7/4/78

  صبح حركت از شهر كرد به سمت اردل و بهشت آباد. تا خراجي را قبلاً نوشتم. از خراجي به سمت جونقان و اردل رفتيم- درختان تبريزي (سپيدار) در اين منطقه همه از نوع پشت برگ سفيد ! است. درختان بادام قلعه‌تك - اميرآباد- ديمزارهاي وسيع گندم- قبل از جونقان جاده به سمت اردل- بادامستان ديم- جاده وارد تنگه مي‌شود رودخانه جونقان تقريباَ خشك است. وارد تنگه مي شويم. رودخانه داخل تنگه تقريباً خشك شده و هزاران قطعه ماهي به طرز عجيبي مرده‌اند . بسيار تاسف بار بود... تصويري از ماهيهاي نگون بخت دره بهشت آباد:

جونقان

سه تونل پيايي- سه راهي سمت چپ به سمت اردل- بهشت‌آباد- يك رودخانه پر آب- اهالي در گرما تني به آب زده اند. ما هم آره خلاصه!. تصويري از زير پل قديمي بهشت آباد:

بهشت آباد

 شهرستان اردل- مسير عزيزآباد از خود اردل جدا مي‌شود. جاده ليرابي و عزيزآباد- شاليزارهاي برنج- مسير پر از ني و جگن است دو راهي سمت چپ - قله كوه هفت چشمه از دور پيداست. شيخ محمود يك روستاي كوچك با خانه‌هاي كاهگلي-

تصويري از روستاي شيخ محمود:

شيخ محمود اردل 

جاده پر پيچ و خم است. يك آبشار نسبتاً بلند روي صخره‌ها كه خشك شده بود- (در تيرماه هستيم). موقتاً كنار رودخانه كارون هستيم- جمع‌آوري Adiantum از كنار يك آبشار كوچك- روستاي دوازده امام يك روستاي جالب كه تقريباً تمام آن تخريب شده و محل آن به يك جاده جديد انتقال يافته بنام شهرك جديد دوازده امام- منظره روستاي دوازده امام قديم:

 

دوازده امام

 

معدن سنگ دامنه كوه -روستاي سرچاه- خانه‌ها همه نوساز هستند !- گردنه‌هاي بلند روستاي سرمور- بقول اهالي روستا اينجا  مهد ورزش است. البته نفهميدم چرا؟- روستاي ممسني يك دشت محصور ميان كوههاي بلند پر از درختان پراكنده بلوط- ليرابي- امكانات خوبي داشت- كسري-نامش رو  مطمئن نيستم-- منطقه خشك است. كل مسير پر از پرورش ماهي است. تصويري از مسير اردل به عزيز آباد:

اردل عزيز آباد

سرخس پيدا نكردم خيلي خشك است. ناهار خورديم. عزيزآباد- كنار رودخانه آبتني هم كردم و برگشت به سمت اردل- زير پل اردل هم سرخس نبود. جونقان- چشمه بلبل (داشت)- توي شهر زیبای جونقان گم شديم. حركت از جونقان به سمت شهر كرد- امامزاده ملك خاتون - راستاب- چليچه- گردو كاري- مصطفي‌آباد - سورشجان  نان خريديم و شهر كرد- مهمانسرا روز چندان خوبي نبودچون نمونه‌هاي خوبي جمع نكردم بجز دو نمونه سرخس. در ادامه قرار است فردا به سمت استان کهگیلویه و بویز احمد برویم.  


كوهرنگ، عروس محجوب زاگرس  مجيد اسكندري

نويسنده: مجید اسکندری - ferniran@yahoo.com

چاپ شده در روزنامه ايران، چهارشنبه19 مهر 1391

اگر هوس مسافرت پاييزي به سرتان زده، هيچ چيزبهتر از آرامش نمي تواند سفر شما خوشتر كند. مخصوصا اينكه به قول معروف، بچه مدرسه اي نداشته باشيد و لذت واقعي سفر را در خلوتي و زيبايي پاييز تجربه كنيد. در بين استانهاي مناسب سفر در اين روزها، استان چهارمحال و بختياري گزينه مناسبي است. البته اگر اهل زرق و برق و هتل چندستاره و ديگر امكانات مجلل هستيد پيشنهادمان را پس مي گيريم ولي اگر مايل به ديدن نديده ها و شنيدن نشنيده ها و كنكاش در آداب و سنن و فرهنگ ايراني هستيد بسم‌اله، بار و بنديل را ببنديد و عازم شويد.

شهركرد مركز استان چهارمحال و بختياري مبدا سفراست و براي اطراق محل مناسبي است. فاصله شهركرد  از اصفهان 90 كيلومتر و فاصله شهركرد از تهران حدود 470 كيلومتراست. هتل و مهمانسرا هم به قدر كافي دارد و البته كمپ هاي مسافرتي هم در چند پارك بزرگ شهر برپا هستند. آب و هوا هم در اين روزها اگرچه قابل پيش بيني نيست ولي بد هم نيست. در اين شهر و اطراف آن سه گويش فارسي، بختياري و تركي رواج دارد و از طايفه كرد و زبان كردي چندان خبري نيست ولي علت اينكه آين شهر را شهركرد ناميده اند زياد مشخص نيست. در لغت نامه دهخدا آمده است كه در این محل پاسگاهی جهت تأمین عبور و مرور ساخته شده بود و چون پاسداران این پاسگاه را ایل کردان تشکیل میدادند بنام «ده کرد» و به مرور شهركرد موسوم شده است.

شهر كرد از شمال به شهرستان زيباي سامان با باغات وسيع بادام و انگور و هلو راه دارد كه البته در اواخر تابستان برداشت مي‌شوند. رودخانه زيباي زاينده رود با سايه باني طبيعي از درختان زيباي بيد و چنار، پذيراي مهمانان و مسافران مسير سامان است. آرامگاه دهقاني ساماني، شاعر معروف ايراني، پل تاريخي زمانخان، مجتمع هاي متعدد ویلایی، حمام تاریخی شوشتری و مناظر زیبای حاشیه زاینده  رود از ديگر جاذبه هاي گردشگري سامان هستند. اگر قصد خريد خشكبار را داريد اين منطقه از بهترينهاي ايران است. وجود افسانه های متعدد بین رسم و رسومات مختلف اهالی سامان از ويژگي هاي اين شهر است كه نشانگر افکار قدمت اين منطقه میباشد. از جمله مهمترین این افسانه ها عبارتند از: افسانه زن و مرد، افسانه نعل شکن، افسانه کوه شیراز و افسانه علی مکان.

از جنوب شهركرد هم مي توانيد به شهرهاي بروجن، بلداجي، گندمان، شلمزار و اردل راهيابي كنيد. هر كدام از اين شهرها با جاذبه هاي مختلف خود مي توانند يكي دو روز از مسافرت شما را پر كنند. بروجن با ارتفاعي بالغ بر 2200 متر از سطح دريا، از مرتفع ترين شهرهاي ايران است. جاذبه هاي طبيعي مانند منطقه حفاظت شده و پارك ملي تنگ صياد، قلعه دزك، منطقه گردشگري سياسرد، تالاب بين ‏المللي چغاخور، تالاب گندمان و درياجه شلمزار از ديدني هاي اين منطقه هستند البته اگر اهل كمي ماجراجويي و سختي سفر هم باشيد، ادامه مسير به سمت لردگان نيست خالي از لطف نيست، آبشارهاي زيباي آتشگاه و دره عشق همراه با طبيعتي كم نظير منتظر علاقمندان هستند. البته بهتر است براي ديدن اين آبشارها در فصل بهار برنامه ريزي كنيد.

اگر در شهركرد مستقر شديد پيشنهاد ما مسير شهركرد به كوهرنگ است. كوهرنگ يا چلگرد، شهر جديد و زيبايي است كه در فاصله 120 كيلومتري غرب شهركرد و در منتهي اليه غرب استان واقع شده و قله زيباي زردكوه بختياري كه دومين قله بلند زاگرس محسوب مي شود، در نزديكي آن است. در مسير شهركرد به كوهرنگ هم مي توانيد از آثار تاريخي و مناظر طبيعي شهرستان فارسان از جمله "پيرغار" ديدن كنيد. كتيبه هاي قاجاري پيرغار كه لشگركشي بختياري ها به تهران و نقش آنها در انقلاب مشروطيت را شرح داده نيز جالب توجه هستند. غار سراب در نزديكي روستاي دهنو نيز مي تواند گزينه مناسبي براي ماجراجويان باشد.

پس ازعبور از فارسان، کوه سالدرا، روستای ده چشمه و روستای بابا حیدر به شهر كوهرنگ مي رسيد كه بي اغراق جزو زيباترين مناطق استان محسوب مي شوند و بهتر است براي ماندن يكي دو روزه در اين شهر برنامه ريزي كنيد. آبشار تونل كوهرنگ همچون عروسي تور به سر، از دور به ميهمانان اين منطقه خوش‌آمد مي گويد و مطمئن باشيد كه خواه و ناخواه ميمان يك عروسي بسيار زيبا، سنتي و جذاب خواهيد بود. در يكي از سفرها در بدو ورود به كوهرنگ، به يك عروسي شاد و مجلل برخورديم و از دور نظاره گر شديم. ميزبان مجلس صميمانه جلو آمد و گفت تشريف بياوريد اينجا همه دعوت هستند. گفتيم غريبه ايم و مسافر. گفت غريبه و آشنا نداريم حتي غريبه ها محترم تر هستند.در اينجا ميهمان ناخوانده هم نور چشم مجلس است. براستي كه چنين بود. شگفت زده شديم از اين همه سادگي و خونگرمي عشاير لر. از قرتار معلوم چند هتل و مهمانپذير هم در اين شهر كوچك و دوست داشتني پذيراي مهمانان هستند.

آبشار و تونل كوهرنگ اولين جلوه اي است كه چشم شما را مي گيرد!. تونل کوهرنگ تونلی است تاريخي که برای انتقال آب رود ماربر (آب کوهرنگ) به زاینده‌رود ساخته شده‌است. نخستین بار درسال ۱۰۲۹هجري قمري شاه عباس، فرمانرواي تامه بختياري را مامور الحاق آب کارون به زاینده رود نمود ودراین خصوص گردنه کوهرنگ به چلگرد نیزتوسط بختیاریها شکافته شد كه اکنون به نام کارکنان معروف است. در ادامه كوه كاركنان، آب آن در يك سراشيبي تند به پايين مي غلتد كه منظره بسيار بديعي را حاصل كرده و باعث ايجاد آبشار كوهرنگ شده است. اگرچه در اطراف اين آبشار، آنطور كه بايد و شايد، امكانات مناسب گردشگري تعبيه نشده است، ولي خيل عظيم مسافران و مهيمانان مخصوصا در ايام تعطيل اطراف آن را پر مي كنند. اگر در سكوت شب، در نزديكي اين محل اقامت داشته باشيد زيباي لغزش آب از آبشار كوهرنگ مي تواند بسيار دلنشين و خاطره انگيز باشد.

از كوهرنگ به سمت غرب كه مي رويد پس از طي پنج كيلومتردر امتداد آب كوهرنگ به روستاي "شيخ علي خان" مي رسيد. جلوه شگفت انگيز اين روستا آبشاري است كه با وقار و زيبايي خاصي گيسوان مرطوب خود را به سوي ميهمانان پرتاب مي كند. به اختيار محو شكوه و جلوه اين آبشار خواهيد شد. در اين محل مي توانيد دوغ محلی، رب انار و شیره خرما و میوه های بومي تهيه كنيد.

در ادامه اگر دل و دماغ ماجراجويي بيشتر و بهتر را داريد پس از طي حدود 10 كيلومتر مسير خاكي به تونل برفي كوهرنگ مي رسيد. در طول اين مسير دسته هاي پرتعداد گوسفندهاي بختياري كه با نظم و ترتيب در كوهها و جاده ها در حركتند جلب توجه مي كنند. اگر در فصل بهار به اين منطقه مراجعه كنيد حتما با دشتهاي وسيع گلهاي برخورد خواهيد كرد.در طول مسير رودخانه اي زيبا و پر آب و دره هايي تو در تو به شما خوشامد مي گويند. ورودي دره اي كه به تونل برفي ختم مي شود توسط چادرهاي عشايري مشخص شده است. توجه كنيد كه بازديد از تونل برفي آن هم در فصل پاييز كار هر كسي نيست. يك مسير 800 متري از محل توقف شما تا تونل برفي فاصله است كه مي بايست آن را از ميان آبي سرد و زلال طي كنيد. احتياج به كارگاه و تجهيزات خاصي نيست ولي خواه ناخواه تمامي لباسهايتان خيس خواهد شد. خود دانيد ولي منظره تونل برفي ارزش اين به آب زدن را دارد. انباشتي هزاران ساله از برف كه در تمام طول سال اين دره صخره اي را پوشانده و آبي زلال تونلي بلند را در زير آن ايجاد كرده است. توصيه ما اين است كه اگر قصد عزيمت مجدد به كوهرنگ را داريد طوري برنامه ريزي كنيد كه به تاريكي هوا بر نخوريد. سردي هوا، جاده ناهموار و خيسي لباسهايتان! احتمالا مشگل ساز خواهد شد.

چشمه ديمه نيز از ديگر محل هاي جذاب اطراف كوهرنگ است. اين چشمه در فاصله 10 كيلومتري شمال كوهرنگ و در نزديكي روستاي ديمه واقع شده است. چشمه ديمه سرچشمه اصلي زاينده رود قبل از ايجاد تونل كوهرنگ است و از آب آن در افسانه ها و اشعار لري بسيار ياد شده است. طبق گزارشهاي موجود آب اين چشمه از گواراترين و سالمترين آبهاي شناخته شده ايران است. لاله هاي واژگون كوهرنگ يا "اشك مريم" از ديگر جذابيت هاي ديمه است كه متاسفانه در فصل پاييز نمي توانيد زيارتش كنيد. اين گل زيبا در كنار صدها گل و گياه دارويي ديگر در فصل بهار و ابتداي تابستان زينت بخش ارتفاعات و مراتع كوهستاني اين منطقه هستند.

 در يك كلام استان چهارمحال و بختياري يكي از بكرترين و ناشناخته ترين مناطق طبيعي ايران را داراست كه با برنامه ريزي صحيح، گسترش فرهنگ صيانت از طبيعت و ارزش دادن به داشته هاي آن، مي تواند يكي از قطب هاي اصلي گردشگري كشور باشد.

+ نوشته شده در  87/04/30ساعت 10:45  توسط مجید اسكندری  |