86/09/25
سفر به آبشار لاتون
آبشار بلند و زيباي لاتون در ۱۵کيلومتري جنوب آستارا قرار گرفته است. از لوندويل يك راه فرعی آسفالته به طرف روستاي كوتهكومه وجود دارد كه حدود يك ربع زمان ميبرد و بعد از آن هم حدود چهار ساعت پياده روی و کوهنوردی تا خود آبشار ميباشد. هواي منطقه تقريبا گرم و شرجي بوده و بهتر است در اوايل بهار يا اواخر زمستان اين مسير پيموده شود. همچنين در طول مسير حتما با يك گروه عبوري همراه شويد زيرا در ميان انبوه درختان، احتمال گم كردن مسير كم نيست.
۲۶ فروردین ۱۳۸۵- ساعت ۹ صبح لوندويل بوديم يك ربع بعد هم كوته كومه كه آخر مسير ماشين رو بود. من و آقاي جبلي (سيد) راه افتاديم طرف آبشار. يك مسير سه ساعته تا آبشار حسابي خسته شديم و عرق ريختيم. مسير هم شيب تندي داشت و هم هواي كمي شرجي بود. واقعاً مسير سختي بود. بعضي مواقع هم از كنار رودخانه و جنگل ميگذشت كه مسطح بود و بالاخره ساعت يك عصر رسيديم به آبشار. خيلي جالب و تماشائي بود. گروههاي زيادي هم اونجا بودن. اكثراً به لهجه تركي خسته نباشيد ميگفتن (اورول مياسين). نكته جالب براي من حضور يك گروه از بچههاي كم سن و سال بود كه به همراه معلمان خود تا كنار آبشار اومده بودن. جمعآوري گياهي كردم و حسابي عكس گرفتم. با يك گروه كوهنوردي هم آشنا شديم. مسير برگشت سختتر بود چون عجله داشتيم. ماهيچههاي من و زانوي سيد ديگه ناي راه رفتن نداشت. ساعت ۵ رسيديم پايين. عالي بود.
خانههاي زيباي لوندويل:

------
ابتداي روستاي كوته كومه:

---
قسمتی از مسیر از کنار رودخانه و در میان جنگل می گذرد:

------
مسجدی نوساز در بین راه که معمولا تعطیل است! :

----
تصویری زیبا از قله منحصربفرد آسبیناس و اکوتون جنگل و مرتع:

----
آبشار بسیار زیبای لاتون:

---
نمایی دیگر از آبشار:

---
اگر به مسیر آشنا نباشید احتمال گم شدن در بین این همه درخت بعید نیست:

----
یه گیاه خوشگل در صخره های اطراف آبشار:

---
اینا هم تعدادی از دانشجویان به همراه خبرنگار صدا و سیمای گیلان هستند که در کنار آبشار با آنها دوست شدیم:

گزارش کامل:
28/1/85 - مسافرت آستارا- خلخال
صبحانه رو نزديكاي قزوين خورديم. منجيل و رشت و بندر انزلي و آستارا.
ناهار كنار دريا نزديك آستارا خورديم يه آب تني هم كرديم خيلي ساحل خوبي بود. توي آستارا مستقيم رفتم ايستگاه تحقيقات فندق. ضد حال خورديم شديد. يه نگهبان به اسم هويدا حسابي حالمون رو گرفت و گفت كه جا ندارن و اتاقها درحال رنگآميزي است و خلاصه با كلي مشكلات و تماس تلفني مهمانسراي پرهسر جور شد دوباره برگشتيم مسير را.
ساعت 9 رسيديم مهمانسراي كوچك تحقيقات جنگل در پرهسر (پلمبرا) با خاطره بدي از آستارا و هويدا ! شام هم لوبيا و تخممرغ و خواب !
صبح حركت به طرف آبشار لاتون. ساعت 9 صبح رسيديم لوندويل و بعد كوته كومه كه آخر مسير ماشين رو بود. احمد و شيخ برگشتن آستارا براي هماهنگي مهمانسرا و پنچري گرفتن و من و آقا نقي هم راه افتاديم طرف آبشار يك مسير 3 ساعته تا آبشار حسابي خسته شديم و عرق ريختيم واقعاً مسير سختي بود از كنار رودخانه و جنگل گذشتيم و بعد از يك مسير پر شيب بالاخره ساعت 1 عصر رسيديم به آبشار لاتون خيلي جالب و تماشائي بود. گروههاي زيادي هم اونجا بودن اكثراً يه لهجه تركي خسته نباشيد ميگفتن (اورول مياسين) مسير برگشت سختتر بود. ماهيچههاي من و زانوي سيد ديگه ناي راه رفتن نداشت ساعت 5 رسيديم پايين كم هم نيسان سواري كرديم. شب باز رفتيم ايستگاه پلمبرا پره سر. تنم درد ميكرد شب بد خوابيدم.
ساعت 5 عصر الان آستار خريد كرديم و به طرف اسالم و خلخال راه افتاديم. صبح هم رفتيم پره سر و آبشار ويسا در پرهسر جالب بود. يك پل فلزي بالاي آبشار بود ولي هر جوري بود تا زير آبشار هم رفتيم بقول آقاي شيخ گير داديم!!
توي آستارا هم هوا ابري و باراني است خدا بخير كند مسير اسالم به خلخال كه حتماً الان مه گرفته است.
8 شب خلخال- يه جاي خوبي پيدا كرديم واسه خواب.
29/1/85 - صبح باران شديدي ميآمد. نزديك ظهر حركت به طرف كلور و شاهرود به قصد آبشار نرهگر. حركت به طرف آبشار حدود يك ساعت پياده روي آخر سر باران باريد حسابي حسابي خيس شديم. احمد و آقا نقي هم بودن.
پنير و ماست محلي هم خريديم با كلي دنگ و فنگ ساعت 4 برگشتيم مهمانسرا غذا خورديم و يه كم خواب عصر هم رفتيم چشمه خلخال. جاي خيلي جالب بود با يه سرتيپ قديمي ارتش هم آشنا شديم كلي حرف زد. ميگن اين چسمه از يه درياي آب منشا گرفته. خدا عالمه.
30/1/85 - راه افتاديم طرف تهران- از مسير خلخال به زنجان خيلي مسير بدي بود. كلاً نقشه گيتاشناسي ايراد داشت كلي علاف و گيج شديم تا بالاخره به اتوبان زنجان رسيديم. گنبد سلطانيه زنجان هم رفتيم واقعا كه هر وقت ديديمش در حال تعمير بود. عين آدمايي كه دايم مريضن- ساعت6 رسيديم تهران. فعلا بای
![]()
![]()
![]()

